اولین ماه رمضان را در کنار همسری از جنس مهربانی و خانه ای از جنس سادگی سر کشیدن ، تجربه ای متفاوت است.تا به حال هرچه بود همان رمضان های خانه پدری بود.اکنون بر آنم که باید تجربه ای دیگر و دنیایی دیگر و رمضانی دیگر از آنچه داشته ایم بسازم.بسازیم.با لذتی فوق آنچه همه ما در خانه پدری با لطافت مادر و شوق لحظه افطار و سر رسیدن سحر نوشیده ایم.
دنیایی متفاوت ساختن با رمضان ممکن تر است.با خدا نیز...
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/06/26ساعت 21  توسط بهمن دهستانی
|
روی هم رفته از سال پیش پر بار تر ارزیابی شد.میهمانان این طور گفتند.درست توی وسط مجلس می بینی که اگه نیت و نگاهت درست نباشه کلی تو قضیه و حس و حال کار تاثیر داره.گفتم حاج آقا مجلس خودته .خودتون هر طور صلاح می دونین پذیرایی کنین.نفس راحتی کشیدم و نشستم.
خیلی ها آمده بودند.رزمندگان قدیمی کردستان.دوستان دور و نزدیک.پدر ،مادر و خواهران شهید محمود کاوه. حتی کسانی که زیاد هم با شهدا میانه ای نداشتند، اما با ناصر ظریف قرابتی یافته بودند.
خیلی از طلبه های زائر مناطق عملیاتی غرب و جنوب حوزه مشهد خود را رسانده بودند.بدون آنکه دعوتی رسمی شده باشند.هرکه را که دلی بود آمده بود و آنانی که با کارت و به صورت رسمی دعوت شده بودند نیامدند!
از سرزمین مجاهدتهای خاموش گفتن و سرودن بسی لذتبخش است.هرچه پیش می رویم بیشتر با ابعاد شخصیت ناصر ظریف و محمود کاوه و صدها مثل اعلای انسانی و تربیتی آشنا می شویم.خدایا انسان تو چقدر وسیع و بی کرانه است.دلدادگی ما به شهدایت را راهگشای تکامل ما قرار ده.نام مقدسشان را به ننگ ما نیالای.
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/06/20ساعت 13  توسط بهمن دهستانی
|