تبليغاتX
بهمن نگار

بهمن نگار

رشد نگاره های بهمن دهستانی

قواعد فقهي از مكانيسم هاي فقيهان براي اجتهاد و تشريع است.اين مقوله در ميان فقهاي اهل سنت جايگاه و سابقه اي در خور اعتنا دارد.به نظر مي رسد رشد قواعد فقهي در ميان فقهاي شيعي متاثر از رشد اين فضا در ميان سنيان است.قاعده فقهي در بياني ساده ضابطي كلي است كه از استقراي مسايل متعدد فقهي تشكيل مي گردد و بر فروعات متنوع تطبيق مي گردد ، آنچنان كه قاعده اصولي محصول استقراي شيوه هاي شايع استنباط حكم در ابواب گوناگون فقه است مانند ظهور امر در وجوب و نهي در تحريم.
در سالهاي بعد از انقلاب سلامي كه اجتهاد شيعي سخت در تكاپوي افق گشايي در عرصه تشريع اسلامي است توجه به قواعد فقهي رشدي چشمگير داشته است.بي شك "قواعد فقهيه" از ابزارهاي توسعه و تسريع امر اجتهاد است.
"قاعده عدالت" از آن دسته قواعدي است كه با رشد تفكر اجتماعي _سياسي فقيهان شيعه در ميان ايشان طرح گرديده است و گرچه به دلايل گوناگون به صورتي شايسته پردازش نشده اما اين مسئله از اهميت و جايگاه آن نمي كاهد.
شهيد مطهري در آثار فقهي و حقوقي خويش با طرح قاعده عدالت از آن به عنوان اصلي ياد مي كند كه تاكنون بايد به تاسيس آن اقدام مي شد.ايشان در "بررسي مباني اقتصاد اسلامي" با ذكر گستردگي نصوص و ادله رهنمون به "قاعده عدالت" عدم توجه به اين ضرورت را "ركود فهم اجتماعي فقيهان" قلمداد مي نمايد.
امام خميني با توجه جدي به بحث عدالت در استنباط فقهي از ديگر فقيهاني است كه عدالت را به مثابه ركني قويم در نگره هاي فقهي _ سياسي خويش دخيل مي سازد. "كتاب البيع" منبعي مناسب براي جستجوي ردپاي اين نظريه است.
ضرورتهاي اجتماعي به همراه نياز به توسعه و تثبيت انقلاب اسلامي در جمع با نگره هاي كلامي و فقهي عدالتجويانه شيعي ، همه در يك هم پوشاني مستدل ديركرد فقيهان و متفكران مسلمان را در پردازش بايسته بحث عدالت گوشزد مي كنند.



+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 13  توسط بهمن دهستانی  | 

گفتم محمود آقا ، ناصر همين پيش پاي شما رفت شهرستان.مي خواست سري به فاميل بزنه.
گفت:قرار بود منتظر باشه تا بيام دنبالش.
با يك تويوتا آمده بود و عقبش پر بود از چيزايي كه نمي دونم چي بود و روش يه برزنت كشيده بودند.
گفت:مطمئنيد برنمي گرده.حالا وايستم شايد بياد.
گفتم نه نه مطمئنم نميياد.شما برين.
خنده اي كرد و گفت:باشه.اومد بگين محمود اومد دنبالت و رفت.
سر كوچه ابوالفضل رو ديده بود و ازش پرسيده بود ناصر خونه است؟ابوالفضل هم گفته بود آره بالا خوابه.منتظر شما بود.
ناصرآقا كه از خواب بيدار شد گفت : آقاي كاوه نيومد.گفتم چرا اما ردش كردم رفت.تازه اومدي مادرجان ، حالا حالاها بايد استراحت كني.
گفت: آخه چرا بيدارم نكردين.با هم قرار داشتيم.بايد امروز راه بيفتيم...كلافه و ناراحت.
سريع حاضر شد و وسايلش رو آماده كرد.
ابوالفضل اومد گفت: ناصر آقا يكي از دوستات سر كوچه منتظرته.
محمود آقا خيلي زرنگ بود.از همون خنده اش معلوم بود بو برده قضيه چيه.ديگه منم خوب مي شناخت.يه شب از دلتنگي ساعت دوازده شب راه افتاديم رفتيم سپاه.
او زمان تو كوهسنگي بود.پاسدارا همه تعجب كرده بودن.
اون موقع تلفن هم نداشتيم.بالاخره تونستيم باهاش تماس بگيريم.من و زهرا از شدت گريه نمي تونستيم صحبت كنيم... آخه تازه عقد كرده بود.ده روز هم نشده بود كه رفت جبهه و سه ماه بعد برگشت.
...............................................................................
به نقل از حاجيه خانم كاريزي ، مادر همسر سردار شهيد ناصر ظريف و مادر بزرگ مهربان و دوست داشتني همسرم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 18  توسط بهمن دهستانی  | 

باور ما اين است كه اگر به مقوله وحدت فقهي به مثابه موضوعي نگاه شود كه فقيه درصدد استنباط حكم شرعي آن است ، طبيعتا بهتر مي توان اين مسئله را بررسي كرد.
اولين گامي كه فقيه در فرايند استنباط برمي دارد موضوع شناسي است و توجه جدي به مراحلي كه مكانيسم اجتهاد ناگزير به پيمايش آن است روشي متقن و به دور از تشتت هاي احتمالي درواكاوي اين مسئله چندضلعي را در اختيار قرار مي دهد.
بايد همان گونه كه براي ساير فروعات حيات فردي واجتماعي خود به دانش فقه اسلامي و فرايند اجتهاد روي مي آوريم، در زمينه وحدت اسلامي ، حكم اين اصل مهم در روابط جوامع اسلامي را به مدد اجتهاد فقهي و در فرايند استنباط دنبال نماييم.
اين راه شايد بهتر از هر گمانه زني و خيال پردازي و تمسك به استقرائات ناقص شخصي در اثبات يا رد امكان وحدت فقهي باشد.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/06ساعت 19  توسط بهمن دهستانی  | 

نگاهي به سير تطور گرايشات و قرائات انديشه تقريب اين مسئله را نمايان مي سازد كه فعلا مهمترين و جدي ترين چالش و سوال در اذهان دغدغه مندان وحدت مسلمانان نااميدي از نتيجه يافتن اين تكاپو هاست زيرا هرچه بر اين طبل كوبيده مي شود انفجارهاي بغداد بيشتر و ترور ائمه جماعات شيعي در عراق فزون تر و چاپ كتب تكفيري در عربستان و پاكستان گسترده ترمي شود.
نابخردي هاي جرياناتي از شيعيان از باب جهل و حقد و حماقت كه اگر فرصتي يابند از ستم در حق اهل تسنن پروايي ندارند باري ديگر بر كنار اين مصائب است.گويي بايد انتقام غاصبان خلافت حق را از مردم زاهدان و سنندج گرفت.هنوز در عيان ، هم رادر آغوش مي گيريم و در نهان ناسزا نثار يكديگر مي كنيم.

"وحدت فقهي" اين ميان از راهكارهايي است كه باتوسل به روشي علمي و مقبول در ميان تمامي متفكران اسلامي به دنبال تحقق واقعي وحدت اسلامي است.امام موسي صدر ميگفت "اگر موضوع علم فقه افعال مكلفين است با تعايش فقهي فريقين مي توان در عمل و رفتار كه تجلي و نمودگاه احكام فقه اسلامي است، مسلمانان را به هم نزديك ساخت" و خصوصا بايد توجه داشت الزام فقهي از ساير روشها ضمانت اجرايي بيشتر و محكمتري دارد.
اين روش در حوزه تعايش فقهي است و با مدد دانش فقه اسلامي دنبال مي شود و ربطي هم به سيستم كلامي فريقين و نگاههاي كلامي اين دو مدرسه به يكديگر ندارد گرچه آنانكه از وحدت فقهي دم مي زنند در مسائلي ابتدا تكليف و تعهد خويش را در برابر بسياري از مسائل كه عوام شيعه يا اهل سنت خط قرمز مي شمارند روشن ساخته اند.

منابع و روشها و نيز دانشهاي اسلامي نزد شيعه و عقلانيت شيعي مجال فراخ و پر توشه اي را براي سامان دهي به اين آرمان فراهم ساخته است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 11  توسط بهمن دهستانی  | 

کتاب "تطورات گفتمان هاي هويتي ايران" نوشته حسين کچويان، به ابعاد يا مولفه هاي مختلف هويتي اختصاص داشته و طي هشت فصل به تحليل گفتماني اين موضوع پرداخته است. مشکل هويت يکي از موضوعات اصلي مباحث سالهاي اخير است. همانند اکثر مسائل امروز جامعه ما بحث هويت نيز به زماني بر مي گردد که جامعه ايران با امواجه تجدد غربي مواجه شد. بسياري از پژوهشگران اعتقاد دارند که جامعه ايراني متشکل از سه لايه هويتي است. فرهنگ ايران باستان، فرهنگ اسلامي و ديگري فرهنگ تجدد. بعد از حدود 150 سال که از شروع اين مشکل مي گذرد فرد ايراني هنوز نتوانسته به يک پيوند مشترکي از اين سه لايه فرهنگي دست يابد.
کتاب "تطورات گفتمان هاي هويتي ايران" با عنوان فرعي ايراني در کشاکش با تجدد و مابعد تجدد نوشته حسين کچويان که به همت نشر ني چاپ شده، به همين موضوع مي پردازد. اين کتاب شامل هشت فصل است. از نظر روش شناسي رويکرد اين کتاب عمدتا مبتني بر تحليل گفتماني است. در اين کتاب عمدتا به پاسخ هايي که گفتمان هاي مختلف به سوال از کيستي ما داده اند، صورت بندي آنها از اين معضل و ديدگاه در مورد ابعاد يا مولفه هاي هويتي توجه شده است.
مطابق با اين روشناسي فصل اول کتاب با رويکرد هويت و بحرانهاي هويتي به تحولات تاريخي پرداخته که به ظهور غرب جديد يا تجدد منجر شده است. بعد از اين فصل به مراحل مختلف تطور هويت هاي جمعي که در دوران تجدد در غرب جايگزين هويت مسيحي شده، پرداخته مي شود. فصل سوم به بررسي ظهور معضل هويت در شرق و علل اجتماعي آن اختصاص دارد. معضل هويتي در واقع همان معضل تمدني شرق با غرب است. از فصل چهارم به بعد نيز گفتمان هاي مختلف هويتي مطرح و بررسي مي شوند.
فصل آخر کتاب نيز که مولف نهايتا ديدگاه خود را بيان مي کند به گفتمان هاي هويتي بعد از انقلاب اختصاص دارد. نويسنده در نهايت ضمن معرفي و طرح گفتمان هاي مختلف با دلايلي از گفتمان هويت ديني حمايت مي کند که مي بايست ساير گفتمان هاي موجود در آن ادغام شوند. در پايان مي توان گفت اين کتاب نيز نوعي نگاه متفاوت به تجربه تجدد در ايران است که تجددگرايان نمي توانند اين ديدگاه را ناديده بگيرند. در پايان کتاب برخي منابع فارسي و لاتين براي مطالعه بيشتر ارائه شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 10  توسط بهمن دهستانی  | 

اينجا بنا به بي حوصلگي و تمام دولت را به باد انتقاد و استهز گرفتن نيست اما درخود مي يابم كه ريشه اين مسئله مسكن و دها مقوله هم خانواده با اين بحران از كجا سيراب و پايدار است.
همه شاهد ارائه و اجراي گونه گون طرحهاي فراگير براي ساماندهي مسكن بوده ايم حتي همان اوايل كار، دولت نهم از عزمي جهادي براي يكسره كردن قضيه سخن به ميان آورد.مانند دولتهاي پيشين.
مسكن از آن مقولاتي است كه حقيقتا چالش پايدار و زير پوستي اين نظام گرديده يا بهتر گوييم چالش زندگي "مردم اين دولت و نظام" شده و حل آن اراده و حوصله مي خواهد و طبيعتا از انديشه و نظرات كارشناسي كه به علت بي اعتنايي متوليان روي هم در اذهان اهل خبره تلمبار شده است نيز بايد استفاده شود _ و شايد استفاده هم شده _ و مقطعي كاركردن را به اين صورت كه حالا چند نفر فاقد مسكن هستند پس بياييم اين قدر انبوه بسازيم را رها كنيم.
اين گونه راه حلها كه تاكنون آب به آسياب دلالان و زمين خواران و سودجويان بوده است.رسميت هم يافته اند.با نام شريف "انبوه سازان".
قديمي ها مي گفتند "هيچ ارزوني بي حكمت نيست" و مفهم اين قضيه اين است كه هيچ گراني هم...

باور ما و واقع قضيه اين است كه مسئله مسكن در ايران در دست مافيايي بزرگ متشكل از سرمايه داران ريز و درشت ترتيب خود را مي يابد.شايد از سودآورترين كسب و كارها كه يكساله آدمي را به مقصد صدساله مي رساند همين باشد.اقتصاد دولتي در ايران اين خيال خام را باطل مي كند كه مافيايي بتواند مسئله ساز شود بي آنكه با دولتيان هماهنگ نباشد.پس ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 19  توسط بهمن دهستانی  | 

خواندم که در بودجه ۸۷ اعتبار برخی داروهای استراتژیک حذف شده و یا آمده بود در خبرها که بیمه بسیاری از داروها از سال آینه حذف می گردد و هر روز که روزنامه ها و شبها که سایتها را بکاوی از این دست اخبار زیاد است و پر.بحران مسكن از غمبارترين اين خبرهاست.
با خودم می گفتم این بحران مسکن که به حق از امواج سراسری سرما برای روح و جان و جسم مردم مهلک تر است کی در این سامان سازمان می یابد.امشب محمد رضا ملایی می گفت برای خانه دار شدن چه فکری داری؟ گفتم ...
من از سوم راهنمایی بطور حرفه ای روزنامه خوان هستم.از آن زمان تا حالا خاطرات خوبی درباره بحث مسکن در کشور دارم و چه جالب است که آدم نظاره گر بی همتی دولتمردان دوره های مختلف است و بعد از سالها می بیند که دست پری از تجربه دارد و صواب و ناصواب و صداقت و سودجویی را خوب تمییز می دهد.

بازار مسکن در این شهر ما ، که از بغداد و بعقوبه ناامن تر است.سری به مشاورین املاک بزني می فهمی.

همه ارباب و متولیان این صنف معترفند که هیچ سیاستی نیست و هرکه هرچه بخواهد به میان می آورد و ...
ادامه دارد ، باید برم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت 20  توسط بهمن دهستانی  |