برنامه صبحگاهی شبه دوم سیما و بی شک از پر مخاطب ترین و فنی ترین برنامه های تلویزیونی در سالهای اخیر در تمامی ابعاد.البته این موفقیت در چارچوبی به نام تلویزیون دولتی در ایران ارزیابی می شود.
نوعي روشنفكر زدگي در برنامه مشهود بود كه لاجرم حكايت از ذائقه نوع مخاطب برنامه دارد.و حكايت پنهان علايق مردم ايران.همان كه برخي برآنند تا نفهمندش.
منهاي اظهار فضل هاي بيجا و تهوع آور مجري برنامه و به رخ كشيدن ناداني ها،مي توان نمره اي مطلوب به اين قطره خنك عطش آفرين رسانه شبه ملي ايران داد.زحمتي كشيدند و جواب داد.
كاش در همين طراز و بلكه بالاتر و والاتر بتوان در ابعاد تودرتو و كلاف سردرگم فرهنگ و آئين ايران وارد شد و براي توده ها طعامي ناب فراهم آورد.
اما آسيب اين برنامه و در كل تمامي برنامه هايي از اين نوع آن است كه اين باكس رسانه اي حمال وظايف و معارف و آموزه هايي بايد باشد كه بخش زيادي از آن بايد بر دوش ديگران گران آيد و صدافسوس كه اين طور نيست و نهايت تفسير و قرائتي توسط چنين برنامه هايي به خوردمان مي آيد كه از پختگي و پيراستگي و نيز عمق كافي برخوردار نيست.تمام.چاره اي هم نيست چون ديگران در ميان نيستند تا آستيني بالا زنند.ما هم كه ملتي شده ايم مصرفي و تنبل.همت تكاپوي غير مال و معيشت را كه نداريم.پس مردم ايران سلام هست.
ما كتاب نمي خوانيم اما خسرو معتضد بجايمان مي خواند.
ما پاي منبر نمي رويم اما شهاب مرادي به پاي ما مي نشيند.
ما پول خرج سينما رفتن و ديدن فيلمهاي فرهنگي نمي كنيم اما شهيدي فر برايمان تدارك مي بيند.
ما از خواندن صفحات بي رونق و پر ركود و ايستاي روزنامه هاي صبح خسته ايم اما مردم ايران سلام برايمان خبرهاي جذاب مي آورد و مي خواند...
وقس علي هذا.
