در حالی که سپاه پاسداران از رکود معنوی و انقلابی و کم تحرکی سازمانی،رسانه ای و فرهنگی رنجور است و در حال نوسازی سازمانی، حضور حزب الله حیات دوباره ای برای حرکت های عدالت طلبانه،ترقی خواه و نوآمد در جهان اسلام و جامعه مذهبی انقلابی ایران است.
مجموعه mbc بزودی کانال mbc Persia را راه اندازی می کند
الخبر آنکه در یکی از این جلسات و گفتگوها به این نتیجه رسیده اند که ما بیش از هفتاد تیپ روحانی مبلغ لازم داریم که از ضرب روحاني در مخاطب مرد و زن و بچه و دانشجو و هیئتی و این گونه اقشار به دست می آید...هیهات...
حالا اصلا درست.اما باور کنید با اين جلسات كاري از پيش نرفته و نخواهد رفت. کارهای مطالعاتی دقیق به تعبیر آقا لازم است از آن رو که تبلیغ یک کار فوق تخصصی است اما ما که یک گردان بی ادوات فرهنگی بیش نیستیم پس چگونه درمقابل چند لشگر بیاستیم؟
ژست های خوش طعم روشنفکری که حال خوشی را در اتاق جلسات نهادهای فرهنگی مذهبی ما برای بعضی آقایان بوجود می آورد هیچگاه این اجازه را به مدیران ما برای فهم این مسئله نمی دهد که ما در یک جبهه نبرد در حالتی شبیه به محاصره گیرافتاده ایم.
پس برنامه ریزی باید برای ضربه زدن، امتیاز گرفتن و تصرف جغرافیای ذهن و روان مخاطب، تنها با یک گردان انجام شود. گردانی که باید به فکر توسعه آن در حد چند سپاه باشیم.
شجریان در سلیمانیه عراق می خواند.
بارها در سفرهای فرهنگی و تبلیغی به شمالغرب و منطقه کردستان در دیدار با مسئولان منطقه و نیز برخی مدیران مرتبط با مقوله کردستان گفته ایم که برای رشد و ارتقای کردستان در شمال غرب که در باور ما از مناطق منحصر به فرد سیاسی و فرهنگی کشور است از تاکتیک ها و تکنیک های جلال طالبانی بیاموزیم.
حالا نه اینکه جلال در اجرای شجریان در آن دیار نقش مستقیم دارد اما سیاستهای چون او در شمال عراق آن ناحیه را به عمق استراتژیک امریکا، منطقه ای امن در عراق پرآشوب و دائم در حال توسعه و پیشرفت بدل ساخته است.
جلال، شجریان را دعوت می کند و همین باعث عطف نگاه ها به این منطقه می شود و بعد سرمایه گذاری را در پی دارد اما ما با هزینه هنگفت نمایندگان سفارتخانه های خارجی را در ایران که خیلیهاشان سمت مهمی هم در سفارتشان برای گزارش دهی به کشور متبوع خود ندارند به کردستان می آوریم و دست آوردش هم قابل سنجش نیست.
هفتم تیر به دنیا آمدم. گویا ماه رمضان هم بوده است. نزدیک شب های قدر یا شب بیست و یکم. مادرم این طور یادش می آید.
امسال با جمعه مقارن شد. در روایات بر شکر نعمت میلاد و هستی یافتن از ذات قادر حکیم و از عدم به وجود آمدن سفارش شده است. گرچه جشن میلاد استحبابی ندارد اما از باب همین شکر شاید رجاء پسندیده باشد.
صبح جمعه، جشن ساده ای به همت همسر مهربانم با صرف یک کیک بسیار زیبا و تازه و گوارا با حضور خودم و او برگزار شد.
در ایام ولادتم، هرسال، مقارن با شور و شعفم، حزنی پنهان و رنجی پر دامنه به میزانی از من می کاهد.
بهار جوانیم رو به پایان است.
چیزی متفاوت از آنچه می پنداشتم نبود. کاملا واضح است که حالا بعد از این همه سیر و سلوک سیاسی و مدیریتی در عرصه ملی و فراملی ابدیده، با هوشمندي مضاعف و آرزوهاي بيشتري باشد.
يعني برايم مشهود است علي لاريجاني آن لاريجاني صدا و سيما نيست گرچه بايد بدانيم اين نبودن به معناي تغيير ماهوي نيست.نوعي رشد است.
در كتاب "نبردهاي شرق كارون" سردار غلامعلي رشيد نمونه هاي جالبي را از ميزان تلفات و خسارات فراوان بسيجيان و پاسداران به علت بي تجربگي در سال آغازين جنگ مي آورد و همين ها توشه راه ديگر عملياتها مي گردد.به اين معنا كه اگر تخصص و تجربه بود و اگر از صفر شروع نمي شد، دستاورد ديگري در كار بود.
خوب آنچه در جنگ گذشته است ضرورت و اضطرار و اصلا مقوله اي جداست. اما انتقال لاريجاني از دستگاه رسانه شبه ملي و حوزه فرهنگ و هنر و رسانه به دستگاه ديپلماسي و دنياي سياست بين الملل از كارويژه هاي جمهوري اسلامي است و در ميان ما قبحي ندارد. نمونه اي فراواني در همه دولتها ديده ايم.
نتيجه : بدون اينكه احساس كنيم و خبردار شويم تا علي لاريجاني در اين حوزه هاي متكثر فرهنگ و رسانه، سياست بين الملل و اكنون قانون و حقوق خبره كار و خريت فن گردد كلي تلفات داده ايم.
ان قلت لاريجاني نابغه است قلنا اين يك استثنا است پس با نمونه هاي فراوان ديگر چه كنيم؟
لاريجاني كمي هم خطرناك است. نيمچه اخوند است و كمي فقه و فلسفه مي فهمد.از طرفي نوگرا و روشنفكر هم مي خواهد باشد.شعارهايش در انتخابات رياست جمهوري يادت هست. نمي دانم چرا دستاوردهاي انقلاب اسلامي را از بركات دموكراسي خواهي سران و نظام و مردم ميداند.
به هر حال دراستانه دهه چهارم انقلاب در راس جرياني نشسته است. برخلاف نمودار بيروني اقتدار گراست.محرم اسرار است.از آن نوع كه رهبري دوست دارد.آزادي بيان و عدالت و دموكراسي خواهيش از همان نوع است كه مجيد محمدي در "سيماي اقتدارگرايي" نوشت.
به شهروند امروز گفته بود در مجلس جديد مردم تغيير مي خواستند. پس حداد عادل رفت. گفتم وقتي كه تو صدا و سما هم بودي مردم همين را مي خواستند.
