فرمانده گروهاني مرزي از سپاه در منطقه سقز كردستان است. از آن جواناني است كه مشابه اش اين روزها زياد نيستند. به تعبير بزرگان از رويش هاي انقلاب و به باور اين قلم از شاگردان خوب و شجاع مدرسه شهدا در كردستان است.
اين بيان را حتما كم ديده يا شنيده ايد كه "كردستان، سرزمين مجاهدت هاي خاموش است". اين "سهراب رضايي" از آن جوانان متهور و شجاعي است كه "شجاعت" شاخصه شخصيتش و "جهاد خاموش" روزانه زندگيش مي باشد.البته از اين دست آدمها در كردستان كم نيستند اما پيدا كردنشان كمي مشكل است. به هر حال در اقليتند. با اينكه پيشنهاد حضور در يگان هايي خارج از كردستان را داشته باز به دور از خانواده همچنان مرزدار خاك خونين كردستان و خطه سبز ميهن است و مرزداري بس كه عبادتي بزرگ است. همان دعاي معروف صحيفه در ستايش مرزداران را بخوان آنجا گوياست كه حيات صور ديگري نيز دارد.
"سهراب رضايي" متهور، بي باك و "شجاع" است. و اين سه لايه هايي از يك معنا و ابعاد يك آدمند و هميشه گفته ام كه كار و موفقيت در كردستان لازمه اصلي و اساسيش "شجاعت" است كه البته بسياري از عزيزان اردوگاه نظام و انقلاب در كردستان از آن بي بهره اند و در روبرو نيز سفلگان اردوگاه روشنفكران آن ديار هم از اين دست بزدلان پر است و اين هردو دو سوي يك جريان مي شوند و يك صدا كه كردستان جاي خوبي نيست و نمي شود كار كرد و امنيتش چنين است و مردمانش چنان...!
"سهراب"، اگر من فرمانده اش بودم يا فرمانده گردانش مي گذاشتم يا مسئول عمليات تيپ و كمتر از اين براي چنين استعدادهايي بي معناست و خيانت. و مثل اين ذخاير در كردستان زياد ديده ام و چون به تمامه شكوفا شوند باز كردستان شاهد بازگشت كاوه و قمي و ظريف و اتصال خاك پاكش به آسمان است.