تبليغاتX
بهمن نگار

بهمن نگار

رشد نگاره های بهمن دهستانی

نام کتابی است از دانشور عزیز حوزه مشهد، استاد حسن ربانی بیرجندی. استاد ربانی، به وصفی متین نام بردار است و آن هم "کثرت تتبع" می باشد و می دانی که این وصف از فنون تحقیق است.چه بسا محققی، متتبع نباشد و در موضوعی که پیرامون آن فحص می کند تنها اهل "مراجعه" باشد نه لزوما "تتبع".
طاقت فرسایی و عمرسابی تتبع در علوم فقهی بر آگاهان از حاق و حتی حاشیه این علوم پوشیده نمانده است و صبر بر استحصال "ثمره بحث" دیگر از "مبانی اخلاقی اجتهاد" باید شمرده شود و استاد ربانی از صابران بر علوم فقهی در میان دانشوران فقه و اجتهاد در حوزه مشهد است.

"فقه و فقها در گذر زمان" حاصل غوطه وری این گرانمایه در انواع کتب و احوال اصناف فقهاست.داده های فراوانی شامل ابعاد و مختصات کتب ادوار فقه امامیه به همراه منهج فقهی فقیهان در کنار اشارات مکرر به مبانی اصولی،حدیثی و رجالی ایشان سه رکن پردازش های این کتاب را بوجود می آورد. ذکر رشحاتی از سیره اخلاقی و اجتماعی فقهای عظام بدون آنکه به رویکرد اساسی کتاب لطمه ای وارد آورد به سودمندی این اثر استاد ربانی افزوده است.
پرداختن به کتب و فقیهانی گمنام که آثار سترگی را به کتابخانه عظیم فقاهت در جهان اسلام افزوده اند از دیگر ویژگی های این کتاب است. نام برداری از مانند "عبدالاعلی سبزواری" صاحب موسوعه "مهذب الاحکام" از این باب است.وی بعد از آیت الله خویی مرجعیت عام یافت اما یکسال بعد از او رحلت نمود.
عمده کتابهایی که درباب تاریخ فقه و فقها در سالیان اخیر نگاشته شده است از تبیین فقاهت در هفتاد سال گذشته خالی است اما صاحب "فقه و فقها در گذر زمان" با ملاحظه ای جدی این دوره را تحلیل می کند و آخرین دستاوردهای فقیهان شیعه در عصر حاضر را به تماشا می نشیند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/01ساعت 16  توسط بهمن دهستانی  | 

در ادامه سلسله درس گفتارهای استاد سید عباس صالحی در باب "اندیشه سیاسی معاصر شیعه" که خود فصلی از فقه سیاسی در اسلام است، اندیشه سیاسی شیعه در دوران مشروطه طرح گردید.
به اجمال باید دانست ، از قویم ترین منابع برای بررسی این مقولات در مشروطه ، کتاب "تنبیه الامه" نائینی است.
فقیهی اصولی و ژرف اندیش که برای توسعه تفکر دینی در آشوب مشروطه خواهی و مشروعه طلبی سخت کوشید."تنبیه الامه" مهمترین سند اندیشه سیاسی شیعه در این دوران است.

ابعاد درس پر از زوایای قابل بررسی است و اینجا تنها به برداشت هایی از محتوای مطرح شده خواهم پرداخت.در عباراتی کوتاه.اینها تنها هم زمان با شنیدن درس در کنج خاطرم می نشست.ذکر خطایش با تو.

  • تدوام نظریه پردازی نائینی در دوره های بعدی در سیاقی چون تنبیه الامه می توانست ذخیره ای پر و پیمان برای نظریه پردازی سیاسی در شیعه و ایران باشد و ما را گرفتار بسیاری از معرکه ها نکند یا لااقل در مصاف با جریان های مقابل توشه ای ارزشمند باشد.ما دچار انقطاع معرفتی هستیم.شاید. 
  • کاش همچنان که حاشیه نویسی بر عروه الوثقی سید کاظم طباطبایی مشروعه خواه ادامه یافت ، به گونه ای حاشیه نویسی بر تنبیه نائینی هم رواج داشت تا آن گاه ، عزت در اندیشه ، طعم دیگری داشت.
  • پروسه روشنفکران در ایران از مشروطه به این سو به قطع از حمایت های آشکار و پنهان غرب یا دست کم معنوی آن برخوردار بوده زیرا معلوم شد چقدر ظرفیت آشوب سازی فکری و سیاسی دارد.
  • از حالا به بعد برای پویایی و پردازش اندیشه بکوشیم.حالا رسائل شیخ کاربرد دیگری دارد و کفایه آخوند. باز شاید. یعنی به نوعی الهام بخش است.
  • خود نائینی در تنبیه می گوید تمام ظرفیتهای کتاب و سنت استفاده نشده.ببین که از "لاتنقص الیقین بالشک" چه حجمی از نظرات بیرون می ترواد. 
  • استدلالهای تنبیه دست کم مثالهای خوبی برای ذهن گشایی طلاب در سر درس فقه و اصول است برای درک بهتر ثمرات فقهی قواعد اصولی، گرچه ارج نائینی و تنبیه والاتر است چون فوائد الاصولش.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 20  توسط بهمن دهستانی  | 

قواعد فقهي از مكانيسم هاي فقيهان براي اجتهاد و تشريع است.اين مقوله در ميان فقهاي اهل سنت جايگاه و سابقه اي در خور اعتنا دارد.به نظر مي رسد رشد قواعد فقهي در ميان فقهاي شيعي متاثر از رشد اين فضا در ميان سنيان است.قاعده فقهي در بياني ساده ضابطي كلي است كه از استقراي مسايل متعدد فقهي تشكيل مي گردد و بر فروعات متنوع تطبيق مي گردد ، آنچنان كه قاعده اصولي محصول استقراي شيوه هاي شايع استنباط حكم در ابواب گوناگون فقه است مانند ظهور امر در وجوب و نهي در تحريم.
در سالهاي بعد از انقلاب سلامي كه اجتهاد شيعي سخت در تكاپوي افق گشايي در عرصه تشريع اسلامي است توجه به قواعد فقهي رشدي چشمگير داشته است.بي شك "قواعد فقهيه" از ابزارهاي توسعه و تسريع امر اجتهاد است.
"قاعده عدالت" از آن دسته قواعدي است كه با رشد تفكر اجتماعي _سياسي فقيهان شيعه در ميان ايشان طرح گرديده است و گرچه به دلايل گوناگون به صورتي شايسته پردازش نشده اما اين مسئله از اهميت و جايگاه آن نمي كاهد.
شهيد مطهري در آثار فقهي و حقوقي خويش با طرح قاعده عدالت از آن به عنوان اصلي ياد مي كند كه تاكنون بايد به تاسيس آن اقدام مي شد.ايشان در "بررسي مباني اقتصاد اسلامي" با ذكر گستردگي نصوص و ادله رهنمون به "قاعده عدالت" عدم توجه به اين ضرورت را "ركود فهم اجتماعي فقيهان" قلمداد مي نمايد.
امام خميني با توجه جدي به بحث عدالت در استنباط فقهي از ديگر فقيهاني است كه عدالت را به مثابه ركني قويم در نگره هاي فقهي _ سياسي خويش دخيل مي سازد. "كتاب البيع" منبعي مناسب براي جستجوي ردپاي اين نظريه است.
ضرورتهاي اجتماعي به همراه نياز به توسعه و تثبيت انقلاب اسلامي در جمع با نگره هاي كلامي و فقهي عدالتجويانه شيعي ، همه در يك هم پوشاني مستدل ديركرد فقيهان و متفكران مسلمان را در پردازش بايسته بحث عدالت گوشزد مي كنند.



+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 13  توسط بهمن دهستانی  | 

باور ما اين است كه اگر به مقوله وحدت فقهي به مثابه موضوعي نگاه شود كه فقيه درصدد استنباط حكم شرعي آن است ، طبيعتا بهتر مي توان اين مسئله را بررسي كرد.
اولين گامي كه فقيه در فرايند استنباط برمي دارد موضوع شناسي است و توجه جدي به مراحلي كه مكانيسم اجتهاد ناگزير به پيمايش آن است روشي متقن و به دور از تشتت هاي احتمالي درواكاوي اين مسئله چندضلعي را در اختيار قرار مي دهد.
بايد همان گونه كه براي ساير فروعات حيات فردي واجتماعي خود به دانش فقه اسلامي و فرايند اجتهاد روي مي آوريم، در زمينه وحدت اسلامي ، حكم اين اصل مهم در روابط جوامع اسلامي را به مدد اجتهاد فقهي و در فرايند استنباط دنبال نماييم.
اين راه شايد بهتر از هر گمانه زني و خيال پردازي و تمسك به استقرائات ناقص شخصي در اثبات يا رد امكان وحدت فقهي باشد.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/06ساعت 19  توسط بهمن دهستانی  | 

نگاهي به سير تطور گرايشات و قرائات انديشه تقريب اين مسئله را نمايان مي سازد كه فعلا مهمترين و جدي ترين چالش و سوال در اذهان دغدغه مندان وحدت مسلمانان نااميدي از نتيجه يافتن اين تكاپو هاست زيرا هرچه بر اين طبل كوبيده مي شود انفجارهاي بغداد بيشتر و ترور ائمه جماعات شيعي در عراق فزون تر و چاپ كتب تكفيري در عربستان و پاكستان گسترده ترمي شود.
نابخردي هاي جرياناتي از شيعيان از باب جهل و حقد و حماقت كه اگر فرصتي يابند از ستم در حق اهل تسنن پروايي ندارند باري ديگر بر كنار اين مصائب است.گويي بايد انتقام غاصبان خلافت حق را از مردم زاهدان و سنندج گرفت.هنوز در عيان ، هم رادر آغوش مي گيريم و در نهان ناسزا نثار يكديگر مي كنيم.

"وحدت فقهي" اين ميان از راهكارهايي است كه باتوسل به روشي علمي و مقبول در ميان تمامي متفكران اسلامي به دنبال تحقق واقعي وحدت اسلامي است.امام موسي صدر ميگفت "اگر موضوع علم فقه افعال مكلفين است با تعايش فقهي فريقين مي توان در عمل و رفتار كه تجلي و نمودگاه احكام فقه اسلامي است، مسلمانان را به هم نزديك ساخت" و خصوصا بايد توجه داشت الزام فقهي از ساير روشها ضمانت اجرايي بيشتر و محكمتري دارد.
اين روش در حوزه تعايش فقهي است و با مدد دانش فقه اسلامي دنبال مي شود و ربطي هم به سيستم كلامي فريقين و نگاههاي كلامي اين دو مدرسه به يكديگر ندارد گرچه آنانكه از وحدت فقهي دم مي زنند در مسائلي ابتدا تكليف و تعهد خويش را در برابر بسياري از مسائل كه عوام شيعه يا اهل سنت خط قرمز مي شمارند روشن ساخته اند.

منابع و روشها و نيز دانشهاي اسلامي نزد شيعه و عقلانيت شيعي مجال فراخ و پر توشه اي را براي سامان دهي به اين آرمان فراهم ساخته است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 11  توسط بهمن دهستانی  | 

يوسف القرضاوي اكنون از تاثيرگذارترين علماي اهل سنت جهان است.پايگاه "اسلام آنلاين" كه تحت اشراف او فعاليت مي كند پرطرفدارترين پايگاه اسلامي در اينترنت است كه سعي دارد حياتي براساس شريعت را در جهان امروز براي مسلمين تعريف نمايد.اين مقاله از همين پايگاه و به قلم يوسف القرضاوي آمده است.موضوع آن جهاد است كه در فقه شيعه از كم رمق ترين مباحث بوده و پردازش فقهي آن در ميان ما فوق العاده ضعيف است.نگاه و نظر خويش را در مطالب بعدي خواهم آورد.به اميدش.
 

بسم الله، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله، وبعد:-


الجهاد ذروة سنام الإسلام، وشعيرته الكبرى، فبه تحمي الأمة دينها، وتحفظ كرامتها، وتؤمن الحياة العزيزة لأفرادها، وتسد أبواب الفتنة العاتية على المسلمين.

 


وقد تعددت نظرة المسلمين اليوم للجهاد إلى ثلاثة مواقف طرفان ووسط، فطرف يريد أن يميت هذه الفريضة، ويمحو آثارها، ويستئصلها من ذاكرة الأمة، وطرف يريد حرب غير المسلمين كافة من سالم منهم، ومن حارب، ومن كان عنده بقية من كتاب، ومن ليس عنده ذلك.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 16  توسط بهمن دهستانی  | 

در این راه باید ساده و صادقانه گفت اگر سوال یا سوالاتمان را بدانیم به حتم اهدافمان را نیز شناخته ایم.این گونه است که خواهیم دانست به کجا باید رفت.کسی سوال خوب بیان می دارد که بداند به کجا می رود و مقصد را برای خویش تعریف کند.
آنچه این روزها با عنوان نقشه جامع علمی کشور مطرح است در این راستا و با شناخت این کاستی است.متولیان فکر و فرهنگ این سامان دیگر به این نتیجه رسیده اند که بی نقشه راه گام برداشتن بلاهت است.تدوین یا تاسیس ساختار هر دانشی آنهم از نوع آنچه به "فلسفه فقه" معروف است از این راه و چاره بر کناره نیست.آنگاه می توان به درستی ساختار دیگری آنچنان که در نظر داریم و بدان نیاز داریم برای دانشهای تازه میلاد خود بنا نهیم.
پس باید سوالات را بشناسیم تا بدانیم دانشوران ما چه منظور و مقصدی در ذهن دارند و به کدامین سو روی آورده اند.بررسی کم و کیف سوالات مطرح در مطالعات برون فقهی بن مایه اولیه برای تاملات اساسی درباره دانش فقه است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت 20  توسط بهمن دهستانی  | 

دیری است نگاه از برون، شکل و شمایل منظر اندیشه وران حوزه های علوم این بوم به مسایل علمی شده است.دلایل آن چندی است.از آنجا که فعلا بروز پدیده های علمی و ایجاد طیف های فکری در بستر های مطالعاتی اهالی فکر ما بی ربط به آب و هوا و شرایط جوی سپهر فکر غربی نمی شود،آنچه از آن به "فلسفه فقه" تعبیر می شود نیز از همین روزنه قابل ارزیابی است.
بی شک آنچه تامل درباره فلسفه فقه را در دستور کار اندیشه وران ما قرار داد رواج این مباحث با عنوان کلی فلسفه های مضاف بود.مقوله ای که در سنت فکر فلسفی مان هم آن را با این گونه و گویش نمی بینیم...

در این راه و در باب این ریشه باید همچنان روان بود.رویش این گونه است.  

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 18  توسط بهمن دهستانی  |