برادر و باجناق دوست داشتنی ام متذکر شد که بعد از بیان آقا، در سخن خود درباره دروغ گویی حاج محمود تجدید نظر کنم. یعنی همین یکی دو پست قبل.
من، نه از آن باب رای ام را به احمدی نسپردم که دروغ گوست که اصلا پیش از انتخابات و مناظرات معطوف به محسن رضایی بودم. آن دروغ های کم اهمیت نیز مزید بر اطلاع بیشترم از سیرت و سیره وی شد. کم اهمیت از آن جانب که این دروغ ها بنا بر آنچه از معالم تراث اسلافی چون ملا احمد نراقی آموخته ایم ریشه نیست و میوه است و من به خوبی می دانم که زیرساخت ذهن و ذائقه مذهبی و فرهنگی رئیس جمهور و سازمانش بس ضعیف و ابتدایی است و همین است که بنا بر مقتضیاتشان در زمان، دروغ شنیدن هم چندان مایه تعجب نیست.
یعنی ریشه ها جای دیگری است. بلی شاید من سخنان وی را به اشتباه دروغ یافته ام اما جریان فرهنگی و مذهبی حامی ایشان و نیز نوع حمایت های تیم دولت از کانون هایی خاص در حوزه فرهنگ و دین نشان می دهد که بیشتر باید بلند دید و اندیشید. البته سخن حق دولتیان را هم باید شنید. از جمعه به این سو زیاد گفته اند و شنیده ایم که آقا گفت پس دیگر نباید گفت. آری اما آقا این را هم گفت که نبینید و نیاندیشید؟ در نگاه و نگاره این قلم شاید بهترین حمایت و همکاری با دولت نقد عالمانه و منصفانه و دیده بانی مستمر آن باشد. هو العالم.
