تبليغاتX
بهمن نگار - شب و سرنوشت

بهمن نگار

رشد نگاره های بهمن دهستانی

پاسی از شب گذشته است و من تنها نشسته و دایم با ذکر لحظه های ناب از دست رفته عمر و جوانی و امروز وجدان و احساس و عقل خود را شماتت می کنم.همین که می نویسم لحظه های جوانی یعنی بر باورم گذشتن جوانی مشهود است و من دیگر جوانی نورس نیستم که افسوس گذشتن آنات عمرم برایم مضحک و تعارف بشمار آید.من باید بپذیرم که بسیاری از آن لحظات ناب و فرح بخش زندگی که همیشه زیر چشم به دنبالش بوده ام و حتی دیگران را به پی جویی اش تشویق می ساخته ام گذشته است و بازسازیش غیرممکن است.
حال و حوصله نگاشتن از یلدا را ندارم که دیگران زیاد و خوب نوشته اند و اصلا باید مراقب این باشیم که این شب از آن ضریب واقعی خود و حال اعتدالش خارج نشود.جریانی قوی اما نه لزوما مشکوک و برانداز به دنبال توسعه و تعمیق مناسبتها و مراسم غیردینی و ملی در کشور است.جریانی که بخشی از مدیران و سیاستگذاران فرهنگی نظام اکنون از مروجان آنند.حالا ماهواره و مشتقاتش نیز شاید اصل جریان باشند ولی ...
فصلی بیش از این سال عمر نمانده است. باشد که فصلی دیگر را در حیاتم آغازینم به مدد قربان و غدیر و عاشورا.میلادم نوروزی باشد ان شا الله.همه ما باید دوره ای جنین باشیم تا پاک و آماده برای رشد متولد شویم.خدایا.
 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/01ساعت 3  توسط بهمن دهستانی  |